الان که این مطالب رو دارم شروع میکنم در حالت مریض احوالی هستم. دراز کشیدم و دارم همزمان غزلیات شمس رو با صدای سروش گوش میدم و نیم نگاهی هم دارم به عکسای تایلند تا براون اساس پیش برم.
شاید شماهم مثل من جزو اون دسته از ادمایی باشید که وقتی قراره جایی برن یا چیزی بخرن اول باید ته و توش رو در بیارن. به همین دلیل پیش از رفتن به تایلند سعی کردم تا حد امکان اطلاعاتی از اینترنت در مورد این کشور به دست بیارم که از قضا تو تایلند کمکم هم بود.
بد نیست بدونید این مطالب از تایلند شروع میشه و بعد از مالزی به بالی اندونزی هم میرسه و از این جهت که این ۳ کشور معمولا یکیشون انتخاب میشه برای مسافرت میتونه زمینه تصمیم گیری بهتر رو هم فراهم کنه.
شروع سفر برمیگرده به نوروز ۱۳۸۸
برای رفت انقدری که یادمه ۶ ساعت پروازه و برای برگشت ۷ ساعت چون مسیرش معمولا کمی عوض میشه. من تایلند رو با تور رفتم. بد نیست بدونید که تو ایران خیلی وقتا شما نمیدونیر در حقیقت به چه توری میرید. بلکه فقط یک اسم رو میشناسیر که خیلی و قتا به یه چیز ختم میشه. که به تدریج متوجه میشید چی میگم.
هواپیمایی که باش پرواز کردم یه هواپیمای بویینگ بود. اون مقوای نجات که همتون میشناسیدش مربوط به خطوط هوایی United Airline بود. ازون جایی که ما نمیتونمی خرید هواپیما از یه شرکت آمریکایی داشته باشیم خودتون میتونید متوجه بشید که این هواپیما دست چند تا خط هوایی گشته تا به ایران رسیده. ظاهر هواپیما، ویدیو پرژکتور به لامپ ۳ رنگ خیلی بزرگ و تلویزیون های قدیمی تو هواپیما نشون میداد که این هواپیما بیشتر به درد موزه های هوایی میخوره تا مسافربر. بهتره بیشتر کشش ندم چون بی انصافی نکنیم در طول مسیر هیچ تلفاتی نداشت و توقع ما هم جز این نیست.
وقتی به فرودگاه میرسید در همون نگاه اول اینکه چقدر توریست میشه به یه کشور مسافرت کنه براتون سوال میشه. سف هیی که مملو از توریست برای دریافت ویزا و ورود. اروپایی هایی که خیلیاشون یه کتاب دستشونه و روسهایی که دارن با صدای بلند باهم حرف میزنند و …
بعضی وقتام ایرانی هایی که قبل از گرفتن ویزای ورود رفتن تو Free Shop و چند بطری مشروب گرفتن مبادا تموم بشه.
تا پیش از دریافت ویزا و مهر ورود هنوز همسفرهاتون رو نشناختین و البته باید امید وار باشید همسفرهای خوبی نصیبتون بشه که البته زیاد هم باهم میتونید کاری نداشته باشید ولی طبعتا اگر مچ باشید بیشتر بتون خوش میگزره.
بعد از پله برقی ها پایین میرید و اونجا به توری که باش اومدید می پیوندید. اینتجا بود که فهمیدم بسیاری از این تورها که به اسامی مختلف فروخته میشه همه به یکجا ختم میشه. جالب اینه که هیچکس نگفته بود باید پیش کی بریم اما بعد از مدت کوتاهی اسم رو در لیستی که دستی این آقای نازنین تایلندی بود پیدا کردم.
سروش تور متعلق به دو برادر خوش فکر و خوش تیپه. کار اونها که هردو در تایلند ساکنند اینه که مسافر رو در تایلند تحویل می گیرند و مستقر می کنند و بعد از روی آپشنهایی که به مسافر میدن و راهنماییش می کنند به تورهای مختلف میره. یعنی یه جزوه کپی شده به شما میده که توش نوشته این تور چقدر زمان میبره و هزینش چقدره. بعد شما قبل از صیح فردا بش اطلاع میدید و او بر حسب اینکه چقدر مسافر همزمان به فلانجا میخواد بره یک اتوبوس و یا یک ون میفرسته تا یکی یکی از هتلها مسافرارو جمع کنه و ببره به توری که انتخاب کردن.
